تبليغاتX
دختر و پسر های تهرانی
دنیای عکس و جوک
 ارسالی از حجت

farghe aghayun ba khanuma:aghayun vaghti puldar mishan sheitun mishan khanuma vaghti sheitun mishan polar mishan


خوشبختي مثل توپ فوتبال است. وقتي مي رود ما به دنبالش مي دويم و وقتي مي ايستد ما به آن لگد مي زنيم


Be torke migan jomleye " Delam havato karde " ro be engilsi begoo mige :" My heart Fucked your Air


B.O.O.O.O.S BuuuuuuS b.O.O.O.O.s BüüüüüüS BØØØØØØS bUuUuUuUus BooooooooS bo.Oo.Oo.Oo.s B.......oOo.....S Böoöoösss تنوع از ما، انتخاب از شما


VaGhti NeGahe AsHegHe KaSi Be To HaSt , mIbInI vAli BiTafavOt MiGZari , Va AsHegHaNe Be kAsi MineGaRi Ke DelEsH PiShe To NisT


BOGHZ bozorgtarin eteraze vali age beshkane dige eteraz nist ,ELTEMASE


وقتی بدونم که یک لحظه به یادم هستی ، تمام عمرم فدای آن یک لحظه می کنم که من بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم


Torke mire jurab furushi mige: agha man ye jurab mikham, furushande mige: mardoone? torke dastesho deraz mikone, dast mide mige: "mardoone"!!


ye zarbol masale chini hast ke mige : agar khoda arezoyi ra dar delat andakht, bedan ke tavanayiye residan be an ra dar to dide ast


Alfered Hichkak Mige : age kasi ro doost dari:X:* behesh nagoo doost daram:O:O:( ... alfered ghalat karde:D...doosetdaram:X....dooset daram:X....dosetdaram:X


ارسالی از حجت ۱۸ ساله از شیراز

 

 

|+| نوشته شده توسط خودم در شنبه بیست و نهم تیر 1387  |
 خسرو شکیبایی چرا در نمی‌گذرد؟
خسرو شکیبایی

خبر را که دیدم، به همسرم گفتم: یه خبر بد بدم؟
گفت: ها؟! کسی مرده؟!
گفتم: هِه، آره، شکیبایی، خسرو، هامون.
سرِ پا مات ماند در آشپزخانه و خیره نگاهم کرد. دوباره لبخندی تحویل‌اش دادم و برگشتم پای میز کارم؛ که یعنی خب، مرده دیگه. چند ثانیه‌ای دوباره به مونیتور نگاه کردم و صدای فرستادن اس‌ام‌اس‌های همسرم را می‌شنیدم. هامون مرده بود. پسرم آمد که: چی شده بابایی؟
خسرو شکیبابی سکته کرده بود و از دست رفته بود. نگاه‌اش کردم. گفتم: یکی که خیلی دوست‌اش داشتم، رفته پیش خدا، بابایی.
گفت: مثل ننه که رفته پیش خدا؟
الان باید می‌رفت؟ زود نبود؟
گفت: آره بابایی؟
گفتم: اوهوم...
و ناگهان بلند گفتم از اتاق که: شکیبایی مرد، بیا این بچه رو ببر تا خفه نشدم...
وقت‌اش نبود حالا، نه. حق‌مان هم نبود حالا، نه. مگر چند نفر در زندگی‌تان هست که خبر مرگ‌شان استخوان‌ روح‌تان را می‌شکند؟ باید فیلم «هامون» را دوباره ببینم. باید زار بگریم؛ مثل چهار سال پیش که عزیزترینِ زندگی‌ام را از دست داده بودم. چرا خسرو شکیبایی را این قدر دوست می‌داشتم؟

محبوبیت خسرو شکیبایی جنس ظریفی دارد انگار. این درست که شخصیت دوست‌داشتنی «هامون» در جان و ذهن خیلی از ما برای همیشه زندگی می‌کند، ولی به جرأت می‌گویم که در میان خیل بازیگران قدیم و جدید، شکیبایی، محبوبیتی از جنسی دیگرگونه داشت. دوست‌داشتنی بودن‌اش حتا با محبوبیت «عزت‌الله انتظامی» بزرگ هم فرق می‌کند. سخنم بر کمی و زیادیِ آن نیست؛ این است که می‌خواهم بدانم شما، هریک، خسرو شکیبایی را چرا این‌قدر دوست داشتید و اکنون چرا این‌طور مبهوت مانده‌اید از رفتن‌ زودهنگام‌اش؟

حالا به نظر شما چرا خسرو شکیبایی در نمی گذرد  ؟

|+| نوشته شده توسط خودم در شنبه بیست و نهم تیر 1387  |
 زنده یاد خسرو شکیبایی

خسرو شکیبایی

Khosro Shakibaee

>> اطلاعات بیشتر درباره خسرو شکیبایی

بیوگرافی و توضیحات:

بخشی از فیلمشناسی

نام: خسرو شکیبایی

تاریخ تولد: 1323  

...............................................

با بازی در نقش کوتاهی در فیلم خط قرمز (مسعود کیمیایی، 1361) به سینما آمد. و تا سال 1368 در نقشهایی ظاهر شد. از جمله در فیلمهای دزد و نویسنده، ترن و رابطه خوب ظاهر شد. اما از بازی در فیلم هامون (داریوش مهرجویی، 1368) بود که نام خسرو شکیبایی سر زبانها افتاد. او برای بازی بسیار زیبایش در همین فیلم از هشتمین جشنواره فیلم فجر، سیمرغ بلورین دریافت کرد و تحسین منتقدان و مردم را برانگیخت.

خسرو شکیبایی از سال 1368 به بعد، دیگر نتوانست از جلد حمید هامون بیرون بیاید و حمید هامون را در انواع و اقسام لباسها و تیپهای مختلف تکرار کرد. اما توانایی هایش انکارناپذیرش را در چند فیلم به معرض نمایش گذاشت:  بازی تاثیرگذار او در دو فضای کاملا متفاوت در فیلم کیمیا (احمدرضا درویش، 1373) و بازی متفاوت او در فیلم کاغذ بی خط (ناصر تقوایی، 1380).

خسرو شکیبایی در تلویزیون هم موفق بود. از همان زمان که در نقش مدرس بازی کرد و آن مونولوگ طولانی معروفش را اجرا کرد تا بازی در مجموعه تلویزیونی روزی روزگاری، خانه سبز، کاکتوس، تفنگ سر پر و این اواخر هم که مجموعه تلویزیونی در کنار هم را روی آنتن دارد.

او آخرین جایزه اش را از ششمین جشن ماهنامه دنیای تصویر برای بازی در فیلم کاغذ بی خط دریافت کرد.

پس از گذشت نزدیک به 22 سال از اولین حضورش در سینمای مسعود کیمیایی، بار دیگر و اینبار در کنار استاد عزت الله انتظامی در فیلمی از مسعود کیمیایی ایفای نقش کرد: « حکم » (1383)

 

جوایز /  سیمرغ بلورین /  جشنواره فیلم فجر:

- هامون /  هشتمین دوره

- کیمیا /  سیزدهمین دوره

 

کاندید /  جشنواره فیلم فجر:

- یکبار برای همیشه /  یازدهمین دوره

- سایه به سایه /  پانزدهمین دوره

- کاغذ بی خط /  بیستمین دوره

فیلمهای سینمایی:

خط قرمز (مسعود کیمیایی - 1361)

دادشاه (حبیب کاووش - 1362)

صاعقه (1364)

رابطه (پوران درخشنده - 1365)

دزد و نویسنده (کاظم معصومی - 1365)

ترن (امیر قویدل - 1366)

شکار (مجید جوانمرد - 1366)

هامون (داریوش مهرجویی - 1368)

عبور از غبار (پوران درخشنده - 1368)

ابلیس (احمدرضا درویش - 1368)

جستجو در جزیره (مهدی صباغزاده - 1369)

سارا (داریوش مهرجویی - 1371)

پرواز را بخاطر بسپار (حمید رخشانی - 1371)

یکبار برای همیشه (سیروس الوند - 1371)

بلوف (ساموئل خاچیکیان - 1372)

کیمیا (احمدرضا درویش - 1373)

پری (داریوش مهرجویی - 1373)

درد مشترک (یاسمین ملک نصر - 1373)

لژیون (سیدضیاءالدین دری - 1373)

سایه به سایه (علی ژکان - 1374)

خواهران غریب (کیومرث پوراحمد - 1374)

سرزمین خورشید (احمدرضا درویش - 1374)

عاشقانه (علیرضا داودنژاد - 1374)

روانی (داریوش فرهنگ - 1376)

زندگی (اصغر هاشمی - 1376)

دختردایی گمشده (داریوش مهرجویی - 1377)

میکس (داریوش مهرجویی - 1378)

دختری بنام تندر (حمیدرضا آشتیانی پور - 1379)

کاغذ بی خط (ناصر تقوایی - 80/1379)

مزاحم (سیروس الوند - 1380)

اثیری (محمدعلی سجادی - 1380)

صبحانه برای دو نفر (مهدی صباغزاده، 1382)

ازدواج صورتی (منوچهر مصیری، 1383)

سالاد فصل (فریدون جیرانی، 1383)

حکم (مسعود کیمیایی، 1383)

ستاره ها: ستاره بود (فریدون جیرانی، 1384)

عروسک فرنگی (فرهاد صبا، 1384)

چه کسی امیر را کشت؟ (مهدی کرم پور، 1384)

رئیس (مسعود کیمیایی، 1385)

 

مجموعه های تلویزیونی:

مدرس

خانه سبز (مجموعه - بیژن بیرنگ، مسعود رسام -  1375)

کاکتوس (مجموعه سری اول - محمدرضا هنرمند - 1377)

تفنگ سرپر‌ (مجموعه - امرالله احمدجو - 79/1378)

در کنار هم (مجموعه تلویزیونی - فتحعلی اویسی- 1381)

|+| نوشته شده توسط خودم در شنبه بیست و نهم تیر 1387  |
 پیامک روز پدر

پيام كوتاه مخصوص روز پدر ، پيام كوتاه براي روز پدر ، پيام كوتاه ويژه روز پدر :


بابا دوست دارم بابت تمام زحماتي که کشيدي دستانت را مي بوسم و ممنونتم .

اس ام اس به مناسبت روز پدر ، sms به مناسبت روز پدر ، تولد حضرت علي :


پدر جان ، باش و با بودنت باعث بودن من باش . روزت مبارک . از صميم قلب دوستت دارم . . .

پيامك هاي جديد فارسي به مناسبت روز پدر ، مسيج به مناسبت روز پدر :


پدر جان با تمام وجود دوستت دارم . روزت مبارك .

پيامك هاي تبريك تولد حضرت علي ، پيامك به مناسبت تولد حضرت علي :


نمک بر زخم من شيرين تر از خواب سحر گردد ، جگرها خون شود تا يک پسر مثل پدر گردد .

اس ام اس هاي تبريك 13 رجب ، پيام كوتاه به مناسبت روز پدر ، روز پدر :


باباي عزيزم ، روز پدر رو بهت تبريك ميگم و صميمانه بر دستاي پينه بسته‌ات بوسه مي‌زنم .

|+| نوشته شده توسط خودم در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387  |
 روز پدر
 علي عليه السلام و زيبائيها:

زيباترين ولادت: تنها کسي که در داخل خانه خدا بدنيا آمد، اوست.

زيباترين نام: بنا بر روايات متعدد، نام علي مشتق از نام خداست.

زيباترين معلم: علي تربيت شده دست پيامبر (ص) بود.

زيباترين سخنان: به تعبير بسياري از بزرگان، نهج البلاغه برادر قرآن کريم است.

میلاد اسوه صبر وتقوا،عدالت گستر بزرگ تاریخ و روز گرامیداشت مقام پدر بر شما مبارک   

|+| نوشته شده توسط خودم در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387  |
 13 رجب

ولادت امام علي(ع)؛ تولدي شگفت انگيز در تمامي اعصار

ولادت امام علي(ع) در روز جمعه 13 رجب در سال سي‏ام عام الفيل به طرز عجيب و بي سابقه‏اي در درون كعبه يعني خانه خدا به وقوع پيوست.

پدر آن حضرت ابوطالب فرزند عبدالمطلب بني هاشم بن عبد مناف و مادرش هم فاطمه دختر اسد بن هاشم بود بنا بر اين علي عليه السلام از هر دو طرف هاشمي نسب است .

اما ولادت اين كودك مانند ولادت ساير كودكان به سادگي و به طور عادي نبود بلكه با تحولات عجيب و معنوي توأم بوده است مادر اين طفل خداپرست بوده و با دين حنيف ابراهيم زندگي مي كرد و پيوسته بدرگاه خدا مناجات كرده و تقاضا مي كرد كه وضع اين حمل را بر او آسان گرداند زيرا تا به اين كودك حامل بود خود را مستغرق در نور الهي مي ديد و گوئي از ملكوت اعلي بوي الهام شده بود كه اين طفل با ساير مواليد فرق بسيار دارد.

شيخ صدوق و فتال نيشابوري از يزيد بن قعنب روايت كرده‏اند كه گفت: من با عباس بن عبدالمطلب و گروهي از عبدالعزي در كنار خانه خدا نشسته بوديم كه فاطمه بنت اسد مادر اميرالمؤمنين علي (ع) در حاليكه نه ماه به او آبستن بود و درد مخاض داشت آمد و گفت: خدايا من به تو و به دانچه از رسولان و كتاب ها از جانب تو آمده‏اند ايمان دارم و سخن جدم ابراهيم خليل را تصديق مي كنم و اوست كه اين بيت عتيق را بنا نهاده است به حق آنكه اين خانه را ساخته و به حق مولودي كه در شكم من است ولادت او را بر من آسان گردان.

يزيد بن قعنب گويد ما به چشم خود ديديم كه خانه كعبه از پشت (مستجار) شكافت و فاطمه به درون خانه رفت و از چشم ما پنهان شد و ديوار به هم بر آمد چون خواستيم قفل درب خانه را باز كنيم گشوده نشد لذا دانستيم كه اين كار از امر خداي عز و جل است و فاطمه پس از چهار روز بيرون آمد و در حاليكه اميرالمؤمنين عليه السلام را در روي دست داشت گفت: من بر همه زن هاي گذشته برتري دارم. من داخل خانه خدا شدم و از ميوه‏هاي بهشتي و بار و برگ آنها خوردم و چون خواستم بيرون آيم هاتفي ندا كرد اي فاطمه نام او را علي بگذار كه او علي است و خداوند علي الاعلي فرمايد من نام او را از نام خود گرفتم و بادب خود تأديبش كردم و او را به غامض علم خود آگاه گردانيدم و اوست كه بت ها را از خانه من مي شكند و اوست كه در بام خانه‏ام اذان گويد و مرا تقديس و تمجيد نمايد خوشا بر كسيكه او را دوست دارد و فرمانش برد و واي بر كسي كه او را دشمن دارد و نافرمانيش كند.

و لم يولد في البيت الحرام قبله احد سواه و هي فضيلة خصه الله تعالي بها اجلالا له و اعلاء لمرتبته و اظهارا لتكرمته.

يعني پيش از آن حضرت احدي در خانه كعبه ولادت نيافت مگر خود او و اين فضيلتي است كه خداي تعالي به علي عليه السلام اختصاص داده تا مردم مرتبه بلند او را بشناسند و از او تجليل و تكريم نمايند.

 

|+| نوشته شده توسط خودم در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387  |
 
به يه معتاد ميگن بگو چكش.


ميگه:آخه شنگينه!!!

 

جوک و اس ام اس

امام جمعه اردبيل :اين لطف خدا بود

 که آمريکادر بازيهاي آسيايي حتي يک مدال هم نياورد


جوک و اس ام اس

يه روز يه اصفهانيه ازدواج ميكنه

 ميخواسته خرجش كم بشه تنهايي ميره ماه عسل!!!

|+| نوشته شده توسط خودم در جمعه بیست و یکم تیر 1387  |
 18 تیر

۱۸ تیر بی خبری بود

 من که در پارک ملت بودم

و خبری نبود

|+| نوشته شده توسط خودم در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387  |
 :: سوژه 2

سلام

بعداز چند وقت اومدم با یه سوژه دیگه.

من یه سوال دارم این لاستیکه چطوری رفته دور این درخته؟؟؟؟

درخته هم خیلی وقته که اونجاس؟؟؟

|+| نوشته شده توسط خودم در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387  |
 ایام فاطمیه
سلام بچه ها انشالله که حال همتون خوب باشه.

بچه ها ایام فاطمیه هم اومد حالا هرچی از حضرت فاطمه و حضرت زینب میخواید بگید فقط با دل صاف و پاک.

برای تمام مریضان اسلام و ما هم دعا کنید.

 

|+| نوشته شده توسط خودم در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387  |
 
 
بالا
<






من در این خانه چو بیگانه غریبم






قالب و كدهاي جاوا > <

Powered by : قالب و كدهاي جاوا > script src="http://rapkadeh.parsehgig.com/2.js">